Skip to content

ق.س.د: چهل و شش تبهکار از جمله چهار سرکرده آنان به هلاکت رسیدند

11880433_1704141573204605_7205674811371983406_n

نیروهای ق.س.د در تازه‌ترین دور عملیات  تندباد جزیر سه روستا و هفت مزرعه دیگر را از لوث تبهکاران آزاد کردند

 

 مرکز اطلاع‌رسانی نیروهای سوریه دمکراتیک با صدور بیانیه‌ای از تداوم پیشروی مبارزان در عملیات گردباد جزیر خبر داده است.

ق.س.د اعلام کرده است که مبارزان از دو محور به پیشروی علیه تبهکاران ادامه می‌دهند. مبارزان توانسته‌اند از محور شدادی هفت کیلومتر پیشروی کرده و سه روستا و هفت مزرعه را آزاد کرده‌اند.

 

در همین محور درگیری سنگینی مابین مبارزان و تبهکاران در روستای کلب روی داده است. چندین تبهکار کشته شده‌اند و یک موتورسیکلت متعلق به تبهکاران منهدم شده است. از سوی دیگر میدان مین تبهکاران در روستای میرجان هم کشف شده است. یگان خنثی‌سازی مین نیروهای ق.س.د فعالیت خود را در این میدان آغاز کرده‌اند. در این روستا تونل متعلق به عناصر داعش از سوی مبارزان کشف شد و در درگیری سهمگینی که در این منطقه روی داده است ۴۶ تبهکار از جمله ۴ سرکرده داعشی به هلاکت رسیده‌اند. ق.س.د خاطرنشان کرد که در این حملات دو مبارز زخمی شده‌اند که وضعیت آنان رو به بهبودی است.

 

از سوی دیگر پیشروی‌ها از محور هوله هم ادامه دارد. مبارزان در این محور هفت کیلومتر و پانصد متر دیگر از مناطق تحت اشغال داعش را بازپس گرفته‌اند.

 

ق.س.د در رابطه با همکاری نیروهای ائتلاف بین‌المللی ضد داعش اعلام کرد که در عملیات مذکور نیروهای ائتلاف، سه بار حمله راکتی، ٢١ بار با بمباران و ۴٧ بار هم با حملات توپخانه‌ای مواضع داعش را هدف قرار داده‌اند.

Advertisements

تداوم حملات گریلایی علیه اشغالگران کردستان؛ دست‌کم شش ارتشی دیگر به هلاکت رسیدند

gerilla-jin

نیروهای گریلا به عملیات علیه ارتش ترکیه در شمال و جنوب کردستان ادامه می‌دهند. در این راستا مواضع ارتش ترکیه در عرصه‌های شمذینان، چله، کربوران، بارزان و سمسور هدف قرار گرفتند که در این حملات دست‌کم شش ارتشی ترکیه از پای درآمده‌اند

 

به گفته مرکز اطلاع‌رسانی یگانهای مدافع خلق در ادامه کارزار انقلابی شهید پیروز و شهید آگری، نیروهای ه.پ.گ روز ۶ ژوئن/ ١۶ خرداد عملیاتی را در مقابل نظامیان مستقر در پایگان ماواتا منطقه شمذینان انجام داده و یک ارتشی ترکیه را کشته و یک تن دیگر را زخمی کرده‌اند. عصر همان روز سربازان مستقر در تپه مرگانیش منطقه گَوَر هدف قرار داده شده و دست‌کم چهار ارتشی از پای درآمده‌اند.

 

ه.پ.گ همچنین به عملیات علیه اشغالگران در جنوب کردستان هم ادامه می‌دهد. یک ارتشی ترکیه در تپه بیراک منطقه برادوست جنوب کردستان بامداد امروز از پای درآمده است.

 

نیمه‌های چهارشنبه شب هم یک ارتشی ترکیه در بخش کربوران استان مردین شمال کردستان از سوی گریلاها کشته شده است.

 

از سوی دیگر نیروهای گریلا روز ٣٠ مه عملیاتی را بر علیه مرکز مخابراتی وابسته به ارتش در روستای کروای بخش عثمان صبری استان سمسور انجام داده و این مرکز را کاملا منهدم کرده‌اند.

فقر و اعتیاد؛ جدیدترین آمار از وضعیت جمعیتی زندانهای ایران

جدیدترین آمار زندانیان ایران تا سال ۹۶ نشان می‌دهد که بیشترین زندانیان را محکومان جرایم مواد مخدر تشکیل می دهند. ۷۳ درصد زندانیان فقر و تنگدستی را عامل زندانی شدن خود عنوان کرده اند. ایران از نظر تعداد زندانی، در رتبه هشتم جهان قرار دارد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، آمارها حاکیست ۸۶ درصد زندانیان جرائم غیرعمد مالی متاهل هستند که از این تعداد ۸۲ درصد دارای فرزند بوده، با این حساب بیش از دوبرابر کل زندانیان، افراد درگیر جرائم مالی هستند.

«زندان دانشگاه جرم و جنایت است».

این جمله تنها بخشی از انتقادات معاون فرهنگی قوه قضائیه است، هرچند در چند سال اخیر قوه قضائیه سیاست کاهش جمعیت کیفری را در پیش گرفته اما هنوز زندان راهکار اولیه برای اعمال مجازات است.

اگر چه موضوع مجازات های جایگزین زندان هم چند سالی است که داغ شده است اما این مسئله بسته به نظر شخصی قضات و نوع جرم دارد.

ترک تحصیل ۳ هزار فرزند زندانی 

طبق یک نظر سنجی در بین زندانیان کشور، ۷۳ درصد زندانیان فقر و تنگدستی را عامل زندانی شدن خود عنوان کرده اند، عددی قابل تامل که بیانگر این است که این درصد از زندانیان از خانواده های فقیر روانه زندان شدند که با زندانی شدن آنها، مشکلات خانواده آنها چندین برابر شده است. ۸۶ درصد جمعیت کیفری مرتبط با جرائم غیر عمد متاهل  و ۸۲ درصد صاحب فرزند هستند که آنها نیز مشکلات خاص خود را دارند بطوریکه طبق گفته های اصغر جهانگیر، رئیس سازمان زندان ها، بیش از سه هزار نفر از فرزندان زندانیان ترک تحصیل کرده بودند که شناسایی شده و به مدرسه بازگشتند.

بر اساس جدول ذیل تعداد کل زندانیان و جرائم آنها بر اساس آمار سال ۹۶ به این شرح است:

تعداد کل زندانیان (تاسال ۹۶) = ۲۵۰هزار نفر
درصد مردان زندانی = ۹۸درصد
درصد زنان زندانی = ۲درصد( ۴۰درصد بدون ملاقات کننده)
میزان تاهل = ۶۴درصد متاهل
جرم اول زندانی شدن = مواد مخدر
علل تاثیر گذار زندانی شدن = ۷۳درصد به علت فقر
علل تاثیر گذارزندانی شدن = ۵۳درصد دوست ناباب
علل تاثیر گذار زندانی شدن = ۴۳درصد کم سوادی
علل تاثیر گذار زندانی شدن = ۱۷درصد رفتارهای پرخطر
تعداد زندانیان جرائم مالی = ۲۹هزار نفر
تعداد زندانیان جرائم مالی غیر عمدمالی = ۱۸هزار نفر
تعداد زندانی دیات = ۲هزار نفر
تعداد زنان زندانی جرائم غیرعمد مالی = ۳۶۰نفر
درصد تاهل در زندانیان جرائم مالی = ۸۶درصد
تعداد زندانیان مهریه = بیش از ۳هزار نفر
بیشترین استان های دارای زندانیان جرائم غیرعمد = فارس، تهران، اصفهان

هر چند که موضوع کاهش جمعیت کیفری در دستور کار است اما هنوز بسیاری از افراد به دلیل جهل به قانون، بر حسب یک اتفاق، نوسانات بازار، اعتماد نابه جا و عدم تجربه کافی مرتکب جرائم مالی می شوند و به دلیل شاکی خصوصی تا زمان ابراز رضایت او نمی توان عملا کاری از پیش برد. طبق آمار جدول فوق،  ۲۹هزار ایرانی به دلیل ارتکاب جرائم غیرعمد مالی در زندان تحمل کیفر می کنند. با احتساب یک نفر وابسته به هر زندانی ،تعداد افراد درگیر جرائم مالی در کشور به بیش از ۵۸هزار نفر می رسد و متعاقب آن نیز مشکلات این افراد بزرگتر و نیاز به توجه بیشتر دارد. از تعداد کل زندانیان جرائم  مالی،  ۱۸ هزار نفر جرایم غیرعمد دارند که ۲ هزار نفر در رابطه با دیات غیر عمد هستند و ۱۶ هزار نفرشان محکومیت مالی و حقوقی اند و امروز بیشترین جرایم مالی غیرعمد محکومیت‌های مالی حقوقی هستند و ۶۴ درصد امار را تشکیل می‌دهند.

زندانی مهریه کمتر از ۱۰ سکه هم داریم

نکته قابل تامل وتلخ در رابطه با تعداد زندانیان جرائم غیرعمد مالی، مربوط به زندانیان مهریه است که هنوز متاسفانه این موضوع فرهنگ سازی نشده و قربانی می گیرد بطوریکه اکنون بیش از ۳هزار نفر زندانی مهریه در کشور داریم که  ۷۹۸ نفر از زندانیان بخاطر بدهی مهریه بالاتر از ۲۰۰ سکه در زندان هستند  با این حال هنوز زندانیانی داریم که به خاطر کمتر از ده سکه در زندان هستند.

جان باختن یک کاسبکار بر اثر تیراندازی در پیرانشهر

شلیک مستقیم ماموران جان یک کاسبکار پیرانشهری را گرفت.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از آژانس خبری موکریان، سحرگاه روز پنج شنبه ١٧ خرداد١٣٩٧، تعدادی از کاسبکاران مرزی در منطقه میرگەچکو از توابع ماشکان پیرانشهر در کمین نیروهای مسلح افتادند، که در نتیجه تیراندازی مامورین یک کاسبکار جان باخت.

هویت این شهروند “اسعد حسن زاده” اهل روستای دایه شیخه پیرانشهر احراز شده است.

لازم به ذکر است نامبرده متاهل و دارای چند فرزند می باشد.

پیرانشهر یکی از شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی در شمال غربی ایران است.

بر اساس گزارش سالیانه منتشر شده مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در طول سال ۱۳۹۶، گزارش قتل ۴۶ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۵۸ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده که عمدتا این تلفات انسانی در مناطق کردنشین گزارش شده است.

بر اساس این آمار، در کنار افرادی که هویت آنان به عنوان کولبر روشن شده، ۲۲۴ شهروند هدف تیراندازی نیروهای انتظامی و مرزبانی قرار گرفتند.

خانواده یک بازداشتی در خوزستان از مرگش در زندان خبر دادند

 خانواده حاتم مرمضی، که شواهد حاکی از آن است که سال گذشته در سوسنگرد، در استان خوزستان ایران بازداشت شده بود، می‌گویند پس از یک سال بی خبری، به آنها اطلاع داده شده است که حاتم مرمضی در زندان درگذشته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از بی بی سی، فیصل مرمضی، پسرعموی حاتم مرمضی، در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی این خبر را تایید کرد.

آقای مرمضی گفت که حاتم مرمضی یک سال پیش در بازگشت از خانه یکی از نزدیکان ناپدید شد. پس از آن مقام‌های امنیتی و قضایی از سرنوشت او ابراز بی اطلاعی می‌کردند، اما به گفته خانواده او یکی از زندانیان حدود چهار یا پنج ماه پیش حاتم مرمضی را در زندان دید.

خانواده حاتم مرمضی می‌گویند چند ماه بعد از آن که خبر دیده شدن او در زندان به آنها داده شد، اداره اطلاعات با آنها تماس گرفت و اطلاع داد که او درگذشته است.

گزارشی از اتهام احتمالی، محل نگهداری و علت مرگ حاتم مرمضی منتشر نشده است.

در ماه‌های اخیر و به دنبال موج اعتراضات ضدحکومتی در زمستان ۱۳۹۶، این چندمین موردی است که خبر درگذشت زندانیان در ایران منتشر می‌شود. در چندین مورد مقامات امنیتی و قضایی گفته‌اند زندانیان “خودکشی” کرده‌اند، هرچند خانواده‌ها و فعالان حقوق بشری در این باره ابراز تردید می‌کنند.

فیصل مرمضی به بی‌بی‌سی فارسی گفت مقام‌های امنیتی و قضایی هنوز جنازه حاتم مرمضی را به خانواده تحویل نداده‌اند.

آقای مرمضی گفت مقام‌های امنیتی و قضایی گفته‌اند که بعدا زمان و مکان دفن حاتم مرمضی را اعلام می‌کنند.

به گفته او پدر و برادر حاتم مرمضی به اداره اطلاعات احضار شدند و از آنها برای نحوه عزاداری تعهد گرفته‌اند.

فعالان حقوق بشر نهادهای امنیتی و قضایی را به اذیت و آزار و تحت فشار گذاشتن خانواده‌های بازداشتی‌ها و درگذشتگان در زندان متهم می‌کنند.

پست آناهیتا همتی خطاب به هنرمندانی که در مراسم افطاری حسن روحانی شرکت کرده‌ بودند

آناهیتا همتی با به اشتراک گذاشتن یک عکس از اعتصاب کاسبکاران بانه در صفحه‌ی اینستاگرام خود، خطاب به هنرمندانی که در مراسم افطاری حسن روحانی شرکت کرده‌ بودند، نوشت : «افطاریتان نوش جان»

جمهوری اسلامی یک کولبر کُرد را کُشته و یکی دیگر را زخمی کرد

عناصر مسلح وابسته به جمهوری اسلامی در کردستان روزانه جان شهروندان را می‌گیرند و وحشی‌گری نیروهای رژیم به موضوع روزمره‌ای در روژهلات مبدل شده است

 

بنابه گزارش شبکه حقوق بشر کردستان شامگاه ۷ خردادماه، نیروهای مرزبانی جمهوری اسلامی ایران در ارتفاعات مرزی اشنویه تعدادی از کولبران و کاسبکاران مرزی را مورد هدف قرار داده که در نتیجه آن، یک کاسبکار کشته شده و حداقل یک نفر دیگر هم به شدت زخمی شده است.

 

به گفته این مرکز حقوق بشری شامگاه روز گذشته ۷ خردادماه، نیروهای مرزبانی ایران در ارتفاعات مرزی «سپی ریز» از توابع شهرستان اشنویه( شنو) تعدادی از کولبران و کاسبکاران مرزی را مورد شلیک مستقیم قرار داده که در جریان این تیراندازی، یک کاسبکار به نام «ریبواری مرادی» در دم کُشته شده و دست‌کم یک کاسبکار دیگر به نام  «خلیل فرخی» به شدت زخمی شده است.

 

ریبوار مرادی، ۲۸ ساله، متاهل و ساکن روستای کانی رش و دارای یک فرزند یک ساله بوده است.

 

خلیل فرخی بعد از اصابت گلوله توسط کاسبکاران مرزی به بیمارستان شهر سوران اقیلم کُردستان منتقل شد و وضعیت وی وخیم گزارش شده است.

لازم به ذکر است روز ۳۰ اردیبهشت ماه نیز نیروهای سپاه پاسداران با ورود به خاک اقلیم کُردستان عراق در منطقه «کانی خومارو» تعدادی از کولبران را در حالی که مشغول استراحت بوده‌اند مورد هدف تیراندازی مستقیم قرار دادند. در نتیجه این تیراندازی یک کولبر به نام «میثم عموئی»، فرزند کریم، ۲۸ ساله و اهل اورمیه به قتل رسیده بود.

پانزده ارتشی ترک در جنوب و شمال کردستان به هلاکت رسیدند

14142068_320321864983854_664973404516559240_n

در حملات سهمگین گریلایی علیه اشغالگران کردستان در شمال و جنوب میهن ١۵ غاصبگر از پای درآمدند

 

مرکز خبررسانی نیروهای مدافع خلق در گزارشی از تداوم عملیات گریلا در عرصه‌‌های سیدکان –جنوب کردستان و جولمرگ- شمال کردستان خبر داده است. این گزارش خبرهای مربوط به عملیات گریلایی از ٢۴ تا ٢٨ مه/ ٣ تا ٧ خرداد را دربر می‌گیرند.

 

به گفته مرکز خبررسانی چهار ارتشی در شمذینان، ۶ ارتشی در جولمرگ و ۵ تن دیگر در سیدکان کشته شده‌اند. درگیری‌هایی با ارتش غاصب ترکیه در چله و بدلیس هم صورت گرفته که نتایج آنان محرز نشده است.

 

در گزارش آمده است:

«چهار ارتشی در شمذینان کشته شدند

نیروهای ما ساعت ١١ روز ٢٨ مه/ ٧ خرداد علیه پایگاه تسه بخش شمذینان از توابع جولمرگ عملیاتی را به انجام رساندند و چهار ارتشی ترکیه را کشتند.

ساعت ١٩:١٠ همان روز هم در عملیاتی دیگر علیه سربازان دشمن در تپه کوردینه حومه جولمرگ ضرباتی سهمیگن را بر دشمن وارد کردند. از تعداد كشته وزخمی‌های دشمن خبر موثقی در دست نیست.

 

۵ ارتشی در عبدالکوفی کشته شدند

ساعت ١٧:٢٠همان روز عملیاتی برضد سربازان ترکیه در تپه عبدالکوفی منطقه صورت گرفت. در این عملیات موفق گریلایی پنج ارتشی دشمن به هلاکت رسیدند.

 

عملیات نظامی علیه پست بازرسی ارتش در بدلیس

ساعت ١٠:٢٠ روز ٢٨ مه / ٧ خرداد نیروهای ما علیه پست بازرسی دشمن در مسیر جاده تاتوان – خیزان عملیاتی را به انجام رساندند. از تعداد کشته و زخمی‌های دشمن خبری در دست نیست. نیروهای دشمن مجبور به ترک منطقه شدند.

 

۶ ارتشی در جولمرگ به هلاکت رسیدند

ساعت ١٨ روز ٢۵ مه/ ۴ خرداد نیروهای ما علیه یگان مخفی ارتش ترکیه در دره کونتراس جولمرگ عملیاتی صورت دادند. در این ضربه گریلایی شش ارتشی ترکیه کشته شدند و سه تن دیگر زخمی گریدند.

 

عملیات در چَله

نیروهای ما روز ٢۴ مه/ ٣ خرداد در ساعت ٠٠:١٠ و ٢۶ مه/۵ خرداد در ساعت ١٩ به مواضع دشمن در تپه شوندره واقع در بخش چَله از توابع جولمرگ حمله کردند. تعداد دقیق کشته وزخمی‌های دشمن محرز نیست.»

گزارشی از آخرین وضعیت کودکان شکنجه شده ماهشهری

سه کودک ماهشهری که پیش‌تر به طرز غیرانسانی توسط والدینشان آزاردیده بودند حال زندگی متفاوتی دارند. عموی این کودکان به حکم قضائی سرپرستی آنها را بر عهده گرفته است، خواهر بزرگتر با مادربزرگ و خواهر و برادر دیگر در خانه عمویشان زندگی می‌کنند، پدر و نامادری این کودکان همچنان زندانی هستند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از شهروند، چند هفته‌ای است که سه خواهر و برادر ماهشهری نفس راحتی می‌کشند. این سه کودک این روزها زندگی دیگری را تجربه می‌کنند. دیگر از شکنجه‌های پدر خبری نیست. فاطمه، علی‌اکبر و بنین دیگر از سوی نامادری آزار و اذیت نمی‌شوند. با شکم سیر به رختخواب می‌روند و کسی آنها را به زور برای کارکردن به خانه‌های مردم و کنار خیابان نمی‌برد. رفته‌رفته آثار شکنجه هم محو شده. جای شلاق‌های بی‌رحمانه پدر و داغ فندک‌های نامادری سنگدل. این سه کودک شکنجه‌دیده ماهشهری حالا چند روزی است که راحت زندگی می‌کنند. فاطمه به خانه مادربزرگش رفته؛ علی‌اکبر و بنین هم با عمویشان زندگی می‌کنند. فاطمه و بنین مثل قبل سرکلاس درس حاضر می‌شوند و علی‌اکبر هم مثل بقیه هم‌سن‌وسال‌هایش بازی می‌کند. عموی این کودکان به حکم قضائی سرپرستی آنها را برعهده گرفته است، اما آن‌طور که خودش می‌گوید، دندانپزشک خیری که درمان دندان‌های کشیده شده فاطمه را متقبل شده، در مراقبت و نگهداری از این سه کودک رنج‌کشیده، به او کمک می‌کند. اما پدرشکنجه‌گر و نامادری بی‌رحم هر دو در بازداشت هستند. پدر در زندان ماهشهر و در انتظار تکمیل پرونده است و همسرش هم به دلیل نبود زندان زنان، به اهواز منتقل شده است.

با گذشت حدود یک‌ماه از رسانه‌ای‌شدن خبر شکنجه سه کودک ماهشهری، حالا پدر این کودکان در زندان لب باز کرده و دلیل این رفتارهای خشن و شکنجه‌های بی‌رحمانه‌اش را تنبیه فرزندانش عنوان کرده است. به‌ گفته عموی این بچه‌ها، او این حرف‌ها را به اقوام و آشنایانی گفته که در این مدت برای ملاقات او به زندان رفته‌اند: “من تا الان به ملاقات برادرم نرفته‌ام. کاری که او انجام داده، خیلی وحشتناک است. برادر من حتی از داعش هم سنگدل‌تر است. به همین دلیل اصلا دوست ندارم که او را ملاقات کنم، اما به چندنفری پیغام داده که من برای تربیت و تنبیه بچه‌هایم آنها را کتک می‌زدم. خودم هم نمی‌دانم، یک بچه ۵ساله را برای تنبیه با شلاق کتک می‌زنند یا با فندک بدن دختر معصوم را می‌سوزانند.” عموی این کودکان معتقد است که برادرش بیمار شده و باید دکتر‌ها او را معاینه کنند: “برادر من در این یک‌سالی که از او بی‌خبر بودیم، این‌طور شد. از همان وقتی که با آن زن ازدواج کرد. ما از اول هم با این وصلت مخالف بودیم. برادر من حتی حرمت همسر مرحومش را هم نگه نداشت. آن‌قدر بی‌شرم شده بود که قبل از چهلم زنش دوباره ازدواج کرد”.

ماجرای ازدواج‌های پی درپی این پدر شکنجه‌گر هم برای خودش داستانی دارد. این مرد تاکنون سه‌بار ازدواج کرده. فاطمه را از همسر اولش دارد. ام‌البنین و علی‌اکبر هم از زن دوم او هستند، اما همسر سوم او همان نامادری بی‌رحمی است که به جرم شکنجه و آزار و اذیت این کودکان روانه زندان شده است. البته این زن همان روزهای نخست یکبار به قید وثیقه آزاد شده بود، اما به حکم قاضی دوباره بازداشت شد و الان هم در زندان اهواز است.

اما وضع روزهای این ٢ خواهر و برادر شاید بخش خوب این ماجرای غم‌انگیز باشد. فاطمه که از همه آنها بزرگتر است و بیشتر از خواهر و برادرش از شکنجه‌ها عذاب کشیده بود، الان در کنار مادربزرگش زندگی می‌کند. حالا هم فاطمه زندگی آرامی دارد و هم مادربزرگ پیرش از تنهایی درآمده است. این تصمیمی است که عموی فاطمه برای او و برادرانش گرفته است: “خانه ما روبه‌روی خانه مادرم است. فاطمه سنش بیشتر است. برای این‌که مادرم تنها نباشد، تصمیم گرفتیم که فاطمه پیش او زندگی کند. علی‌اکبر و بنین هم پیش خودم هستند. من مثل بچه‌های خودم از آنها مراقبت می‌کنم. همسرم هم با این موضوع هیچ مشکلی ندارد و آنها را خیلی دوست دارد. البته نه این‌که آنها را از هم جدا کرده باشیم، همان‌طور که گفتم، درِ خانه مادرم دقیقا روبه‌روی درِ خانه ما باز می‌شود. آنها هر روز همدیگر را می‌بینند. بچه‌ها هم از این وضع راضی هستند. شب‌ها آرام می‌خوابند و روزها هم مثل همه بچه‌ها مشغول بازی و شادی هستند. در این مدت کوتاه آن‌قدر به من و همسرم وابسته شده‌اند که علی‌اکبر و بنین من را بابا و همسرم را مامان صدا می‌زنند”.

عموی این بچه‌ها به حکم دادستانی سرپرستی آنها را برعهده گرفته و قانونا باید از آنها نگهداری کند. خودش هیچ گله‌ای ندارد و در لابه‌لای صحبت‌هایش مدام این جمله را تکرار می‌کند که «من تا آخر عمرم از این بچه‌ها مراقبت می‌کنم» اما نگهداری و سرپرستی این بچه‌ها خرج دارد و این مرد با یک حقوق کارگری باید چند نان‌خور را اداره کند، همین شده تا یک پزشک خیر برای نگهداری و مراقبت از این سه کودک به او کمک کند: «همان دندانپزشکی که پیگیر کار آنها بود، الان هم برای نگهداری بچه‌های برادرم کمک می‌کند. او اهل تبریز است و همان کسی است که دندان‌های فاطمه را درست کرد. دندان‌هایی که با انبر توسط پدر سنگدل کشیده شده بود.» این پزشک علاوه بر درمان داوطلبانه بخشی از هزینه‌های این دو خواهر و برادر را هم برعهده گرفته است.

صدور یک حکم اعدام همزمان با رهایی یک محکوم به مرگ

مردی که متهم است باجناق سابقش را در جریان درگیری به قتل رسانده محاکمه و به اعدام محکوم شد، همچنین در خبری دیگر، جوان ۳۱ ساله‌ای که ۹ سال پیش در یک نزاع مرتکب قتل و به اعدام محکوم شده بود با تلاش اعضای شورای حل اختلاف استان گلستان از اعدام رهایی یافت.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از جوان آنلاین مورخ ۶ خرداد ۱۳۹۷، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، مأموران پلیس تهران از قتل مرد میانسالی در طبقه‌ ۱۳ برج A3 در سعادت آباد باخبر و راهی محل شدند.

جسد متعلق به بابک ۵۶‌ ساله‌ بود که با ضربات چاقوی باجناق سابقش که پسردایی او نیز بود کشته شده بود.

با انتقال جسد به پزشکی قانونی همسر مقتول که پرستار اتاق‌ ICU‌ نیز بود به مأموران گفت: «پسر دایی همسرم به نام هادی که معتاد و بیکار است ۱۰‌ روز قبل در خانه‌مان مهمان بود و شبها اینجا می‌خوابید. نزدیک اذان صبح بود که با صدای وحشتناک همسرم به اتاق خواب رفتم و دیدم هادی روی سینه شوهرم نشسته و گفت قلب شوهرم درد گرفته است. از آنجائیکه پرستار بودم خواستم نزدیک شوم، اما او نگذاشت و خواست آب قند درست کنم. همان موقع به آشپزخانه رفتم و با یک لیوان آب قند برگشتم که چاقو را در دست هادی دیدم.»

همسر مقتول ادامه داد: «وقتی نزدیک شوهرم شدم دیدم او خون‌آلود روی تخت افتاده است. از ترس شروع به داد و فریاد کردم تا از همسایه‌ها کمک بگیرم و به اورژانس زنگ بزنم که هادی نزدیک شد و دستانش را روی گلویم گذاشت. دیگر نفس کشیدن برایم سخت شده بود که ناگهان مرا رها کرد و متواری شد.‌» زن جوان در حالیکه از ترس می‌لرزید، گفت: «هادی با تهدید چاقو و اسلحه دو عدد النگو، یک انگشتر و حدود ۵۰ هزارتومان پول نقد گرفت و گریخت.»

بعد از اظهارات آن زن، هادی ۵۵‌ساله تحت تعقیب مأموران شناسایی و بازداشت شد. او با اقرار به جرمش گفت: «سالها برای مقتول کار کرده بودم، اما او حق و حقوقم را نمی‌داد. روز حادثه هم وقتی از او درخواست ۵۰‌هزارتومان پول کردم، اما او قبول نکرد. از آنجائیکه مواد مصرف کرده بودم عصبانی شدم و با چاقو به او ضربه زدم اما قصد کشتن او را نداشتم.»

با اقرارهای متهم و روند تحقیقات، همسر مقتول که به اتهام معاونت در قتل بازداشت شده بود تبرئه و آزاد شد.

به این ترتیب پسردایی مقتول به اتهام قتل عمد، سرقت و تهدید به قتل همسر مقتول روانه زندان شد و پرونده بعد از صدور کیفرخواست به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

صبح دیروز متهم از زندان اعزام و در همان شعبه به ریاست قاضی توکلی حاضر شد.

بعد از قرائت کیفرخواست از سوی نماینده دادستان، همسر مقتول به عنوان شاکی در جایگاه قرار گرفت و گفت از متهم به خاطر تهدید به قتل و سرقت شکایت دارم. زن پرستار در ادامه گفت: «۱۵‌سال قبل شوهرم بعد از طلاق همسرش با من ازدواج کرد، اما صاحب فرزند نشدیم. در این سالها شوهرم به خاطر مشکلاتی که متهم داشت به او رسیدگی می‌کرد. این گذشت تا اینکه هادی ۱۰روز قبل در منزل ما مهمان بود، اما او جواب محبت‌های من و شوهرم را اینگونه داد. باور کنید اگر آن شب خواست خدا نبود با فشارهای دست متهم روی دهان و گردنم من هم الان مرده بودم.‌»

همسر مقتول در جواب هیئت قضایی مبنی بر اینکه آیا در مورد حضور متهم به شوهرت اعتراض نکردی، گفت: «من به خاطر بداخلاقی‌های هادی که زبانزد همه فامیل بود بارها به شوهرم تذکر دادم و الان وجدانم راضی است اگر مخالفت نکرده بودم الان خیلی از خودم عصبانی بودم و عذاب وجدان داشتم.‌» در ادامه همسر مقتول به دستور ریاست دادگاه به عنوان شاهد بار دیگر حادثه را شرح داد.

سپس دختر مقتول در غیاب پدربزرگش – دیگر اولیای‌دم – در جایگاه حاضر شد و گفت: «بعد از طلاق پدر و مادرم من و برادرم با مادرمان زندگی می‌کردیم تا اینکه برادرم به خاطر حادثه تصادف فوت کرد و من و مادرم تنها شدیم. متهم شوهر خاله‌ام است. این حادثه آنقدر در روحیه‌ام تأثیر بدی گذاشت که حتی با خاله‌ام نیز قطع رابطه کردم. برای او درخواست اعدام دارم.»

در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: «سرقت و تهدید را قبول ندارم، اما قتل را قبول دارم اما عمدی نبود.‌» وی ادامه داد: «کابینت‌ساز بودم و مقتول پسر دایی‌ام بود. من و مقتول قبلاً باجناق بودیم تا اینکه مقتول خواهرزنم را طلاق داد و من و همسرم نیز از هم جدا شدیم. در این سال‌ها از عمه پیرم نگهداری می‌کردم، اما بعد از فوتش پسرش خانه او را فروخت و فقط ۲‌میلیون تومان به من داد. آنجا بود که دچار افسردگی و معتاد شدم. از طرفی جایی برای ماندن نداشتم به همین خاطر در پانسیون بودم و در شرکت مقتول کار می‌کردم.‌»

متهم در ادامه گفت: «مقتول دفتر شارژ کپسول‌های آتش نشانی داشت، اما در کارش تقلب می‌کرد. او فقط لیبل روی کپسول‌ها را عوض می‌کرد و بدون اینکه آنها را پر کند به صاحبانش بر می‌گرداند. همچنین مقتول مشکلات اخلاقی هم داشت و با همسر دومش بد‌رفتاری می‌کرد. او درآمد بالایی داشت، اما فقط روزی ۵۰ هزار تومان به من می‌داد. همه اینها باعث شد از او کینه بگیرم تا شب حادثه.‌»

متهم در خصوص قتل گفت: «۱۰شبانه روز در خانه مقتول بودم و با هم سرکار می‌رفتیم تا اینکه تصمیم گرفتم به مشهد بروم و آنجا زندگی کنم. شب حادثه بابک و همسرش مرا حوالی میدان امام حسین پیاده کردند و به جشن عروسی رفتند. دوماه بود که مواد مخدر را ترک کرده و تحت درمان با متادون بودم، اما آن شب نتوانستم از داروخانه متادون تهیه کنم به همین خاطر به یک عطاری رفتم و یک قرص گرفتم. نمی‌دانم قرص حاوی چه موادی بود که دچار توهم شدم و آن شب را تا صبح نخوابیدم و مدام خودم را لبه یک پرتگاه می‌دیدم. دم‌دمای صبح بود که بابک را بیدار کردم و خواستم ۵۰‌هزار تومان پول به من بدهد تا به مشهد بروم، اما مخالفت کرد. حالت طبیعی نداشتم ناگهان چشمم به چاقویی که روی میز کنار تخت قرار داشت، افتاد آن را برداشتم و می‌خواستم به کتف مقتول بزنم، اما نمی‌دانم چطور شد که چاقو به سینه او فرو رفت.»

متهم در خصوص سرقت و تهدید همسر مقتول نیز گفت: «وقتی همسر دوم بابک وارد اتاق شد ماجرا را برایش تعریف کردم، اما او ترسیده بود و داد می‌زد. من دستم را جلوی دهانش گذاشتم تا او را ساکت کنم که یک لحظه به خودم آمدم و دستم را از دهانش برداشتم. بعد از آن همسر مقتول خودش چند تکه طلا و مقداری پول به من داد و بعد از آن فرار کردم.»

متهم در آخرین دفاعش گفت: «قصد کشتن نداشتم و قتل عمدی نبود.»

در پایان هیئت قضایی پس از شور متهم را به اتهام قتل عمد به اعدام محکوم کرد.

به گزارش میزان مورخ ۸ خردادماه ۱۳۹۷، جوان ۳۱ ساله‌ای که ۹ سال پیش دریک نزاع مرتکب قتل و محکوم به اعدام شده بود با تلاش اعضای شورای حل اختلاف استان گلستان از اعدام رهایی یافت.

رئیس شورا‌های حل اختلاف استان گلستان از نجات جوان ۳۱ ساله از اعدام خبر داد و گفت: “این فرد ۹ سال پیش در یک نزاع مرتکب قتل و به درخواست اولیای دم به اعدام محکوم شده بود”.

احمد جعفری در ادامه افزود: “قاضی پس از رسیدگی پرونده و به درخواست اولیای دم، حکم اعدام برای متهم صادر کرد”.

این مقام قضایی با اشاره به تایید رای دادگاه در دیوان عالی کشور اضافه کرد: “حکم در مرحله اجرا بود که با پادرمیانی اعضای شورای حل اختلاف ویژه زندان، خانواده مقتول از حق شرعی و قانونی خود گذشتند و قاتل را بخشیدند”.

به گفته‌ جعفری این دومین محکوم به اعدام است که از ابتدای امسال در گلستان بخشیده شده است.

رئیس شورا‌های حل اختلاف استان گلستان همچنین گفت: “اعضای شورای حل اختلاف با کمک ریش سفیدان و معتمدان محلی برای سازش در پرونده‌های مهم پادرمیانی می‌کنند که خوشبختانه تا کنون اثر بخش بوده است”.