Skip to content

۹ نظامی ترکیە از سوی گریلاهای ه.پ.گ بە هلاکت رسیدند

حملە ارتش غاصب ترکیە بە مناطق مرزی حومە چلە با جنوب کردستان ادامە دارد و ارتش ترکیە متحمل تلفات سنگینی شدە است.

بە نقل از منابع محلی خبرگزاری فرات در منطقە در عملیات گریلایی رأس ساعت ۴ بامداد، دو موضع نظامیان ارتش ترکیە منهدم شد و ۶ نظامی بە هلاکت رسیدند. اعلام شد کە به سه موضع دیگر هم خسارات شدید وارد آمدە است.

 

از سوی دیگر در عملیات منطقە تپە بژنە، ۲ نظامی ارتش ترکیە بە هلاکت رسیدند.

 

یک نظامی دیگر هم از سوی تک‌تیراندازهای گریلا ساعت ۹ در تپە شهید مونزور از پای درآمد.

 

نیروهای مدافع خلق هنوز گزارشی در رابطە با درگیریهای امروز نیروهای خود با ارتش ترکیە منتشر نکردە است.

جواب دندان شکن حسن روحانی به خامنه‌ای

جواب حسن روحانی به آیت الله خامنه‌ای: خداوند به پیامبر میگوید تو وکیل نیستی که بخواهی به مردم امر و نهی کنی.

خودداری از آزادی ملا رضا عبدی علیرغم اتمام حبس ؛ افزایش فشار بر روحانیون اهل سنت

علیرغم اتمام مدت زمان حبس ۶ ماهه، از آزادی ملا «رضا عبدی» از زندان تبریز خودداری می‌شود. گزارشات از افزایش فشار بر روحانیون سنی مذهبی در مناطق غربی کشور حکایت دارد از جمله عبدالکریم آذرین، محمدخضرنژاد و علی ایوبی دیگر روحانیونی اهل سنتی هستند که در روزهای اخیر در این نواحی بازداشت شده اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، روز ۱ تیرماه سال ۱۳۹۶ خورشیدی، مدت زمان حبس ملا رضا عبدی روحانی محبوس در زندان تبریز به پایان رسید اما با کارشکنی دستگاه قضایی، وی همچنان در زندان به سر میبرد.

روز دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ این روحانی کُرد از اهالی ارومیه با قید وثیقه‌ی ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان مرکزی تبریز به مدت چند روز به مرخصی استعلاجی رفته و بعد از اتمام مرخصی، مجددا برای اتمام حبس به زندان بازگشت.

او در روز چهارشنبه ۱ دی ماه ۱۳۹۵ بعد از احضار به دادگاه ویژه روحانیت شهر تبریز، بازداشت و برای تحمل ۶ ماه حبس به زندان مرکزی تبریز منتقل شده بود‌.

وی سال ۱۳۹۴ با فشار اداره‌ی اطلاعات ارومیه و مرکز بزرگ اسلامی شهر ارومیه از امامت مسجد قدس منطقه اسلام آباد ارومیه کنار گذاشته شد.

گفته میشود از علل بازداشت وی مقاومت در مقابل بسته شدن مدرسه‌ی دینی اهل سنت صلاح‌الدین ایوبی بوده است.

بازداشت روحانیون اهل سنت استمرار داشته و در ادامه‌ی این بازداشت‌های گسترده، روز ۳۰ خردادماه ماموستا «عبدالکریم آذرین» روحانی ساکن پیرانشهر و امام جمعه‌ی مسجد هجرت این شهر توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. ماموران ضمن درخواست برخی از وسایل شخصی ماموستا، به خانواده ایشان اعلام کردند که وی برای تحقیقات بیشتر به بازداشتگاه وزارت اطلاعات در ارومیه منتقل شده است.

تاکنون علت اصلی بازداشت او و اتهام وارده، مشخص نشده است اما برخی از نزدیکان این روحانی اهل سنت، افتتاح مدرسه علوم دینی «سعید نورسی» در پیرانشهر را یکی از دلایل بازداشت او عنوان کرده‌اند.

در خبر دیگری شعبه نهم دادگاه ویژه‌ی روحانیت تبریز با احضار ماموستا «محمد خضرنژاد»، امام جمعه‌ی روستای «ناچیت» از توابع بوکان او را به تحمل ۱۵ ماه حبس تعزیری و چهار سال حبس تعلیقی محکوم کرد.

اتهام وارده‌ در زمان بازداشت وی «بازگشایی مدرسه علوم دینی» بوده که اردیبهشت‌ماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی پلمپ شده. آقای خضرنژاد تحت همین عنوان هم به اتهام «تبلیغ علیه نظام» در دادگاه محکوم شده است.

محمد خضرنژاد قبلا در روستای کوسه از توابع بوکان مشغول به فعالیت و تدریس علوم دینی بود که به دلیل فشار و تهدید‌های نهادهای امنیتی مجبور به ترک روستای مذکور گردیده بود.

از روز ۱۹ خرداد هم یک روحانی دیگر در ارومیه به نام ملا «علی ایوبی» بعد از بازداشت توسط نیروهای امنیتی وابسته به وزارت اطلاعات مستقر در این شهرستان در وضعیت مبهمی به سر میبرد. ‌او در هنگام بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و اتهام او «عضویت در گروههای‌ سلفی» عنوان شده است. ملا علی ایوبی از اهالی منطقه‌ی مرگور و ساکن «بند» ارومیه بود.

همراە با مبارزان در مرکز شهر رقا + [ویدیو]

گزارشگران خبرگزاری فرات همراە با مبارزان نیروهای سوریە دمکراتیک تحولات میدانی در «نبرد بزرگ» رقا را بە تصویر می‌کشند. در این میان گفتگو با مبارزان جبهەهای مقدم جنگ با داعش حال و هوای دیگری دارد

 

بە گفتە مبارزان نیروهای ق.س.د نقل و انتقال در محلهای درگیری با داعش بە سختی صورت می‌گیرد. زیرا تک‌تیراندازهای داعش در بام خانەها مستقر شدەاند. در خارج از شهر در انتظار خودرو زرهی ماندیم کە از سوی مبارزان ی.پ.گ ساختە شدە و نام «هفت روح» را بر آن نهادەاند. گذاشتن نام هفت روح بر این خودرو بە دلیل استحکام آن در مقابل داعش است. خودرو توقف کرد. مبارزان بە کنار خودرو آمدند. از داخل یکی از مبارزان ی.پ.ژ را با کمک همدیگر خارج کردند. این مبارز زن در درگیری با داعش زخمی شدە است. مبارز زخمی را بە آمبولانس منتقل کردند.

 

بە ما گزارشگران اجازە سوار شدن بە خودرو زرهی را دادند. ما گروهی از روزنامەنگاران و گزارشگران بودیم کە برای رفتن بە محل درگیری با داعش با فرماندهی هماهنگی لازمە را انجام دادیم. در داخل خودرو تصاویر شهدا نظر من را بە خود جلب کرد.

هوای رقا در ساعات ظهر گرم است، در داخل این خودرو زرهی هوا بسیار گرمتر است. در محلە قادسیە از خودرو پیادە شدیم. یک روز قبل در این محلە درگیری سنگینی میان مبارزان ق.س.د علیە تبهکاران داعش روی دادە بود. تبهکاران با خودرو بمب‌گذاری شدە بە مبارزان حملە کردە و پس بصورت گروهی مبارزان را در دو محلە حطین و قادسیە هدف قرار دادە بودند. مبارزان گفتند کە حملە داعش کاملا با شکست مواجە شد و تعداد زیادی از آنان را کشتەاند. ما تقریبا در مابین دو محلە حطین و قادسیە هستیم. این نامها را رژیم بعثی بر آنها گذاشتە است. هر دو این نامها عنوان دو جنگ تاریخی هستند.

 

یکی از مبارزان ی.پ.ژ از ما استقبال کرد. رفقا بە ایشان رفیق شروین می‌گفتند. این رفیق بیشتر در حال هماهنگی با نیروهای ائتلاف از طریق ارتباط ماهوارەای بود. کنجکاو شدم و بە صفحە دیجیتالی دست ایشان نگاە کردم. در گوشە صفحە عکسی را مشاهدە کردم. هویت صاحب عکس را پرسیدم. رفیق شروین گفت کە صاحب عکس یکی از مبارزان بودە کە بە شهادت رسیدە و فرماندەی وی [شروین] بودە است.

 

پس از مدتی دو زن غیرنظامی را بە محلە اسکان رفقا آوردند. مبارزان آنها را در میان گرفتند. هر کدام از رفقا چیزی را از آنها می‌پرسید. هر دو زن خانەهایشان در همین اطراف بود. بر ماندن در خانەهای خود مصرند. مبارزان هم بە آنها اجازە دادەاند کە در خانە بمانند.

 

صدای شلیک گلولە از هر سو بە گوش می‌رسد. رفقا می‌گفتند کە صدا مربوط بە تک‌تیراندازهای داعش است. مبارزان ق.س.د بسوی محلە درعیە شلیک کردند. در این خانە برخی دیگر از رفقا در حال خوردن نهار هستند. صدای رگبار اسلحەها و صداح خندە و شوخی مبارزان با هم درمی‌آمیزد. بە دوربین عکاسی و فیلمبرداری دست من نگاە می‌کنند اما اجازە نمی‌دهند کە از آنها عکس یادگاری بگیرم. عاشق زندگی هستند اما همزمان می‌خواهند از نزدیک تبهکاران را هدف قرار دهند و خلق را از شر تاریکپرستان و چنگال آنان نجات دهند.

محدود کردن فعالیت بهاییان در حرفه عینک سازی علیرغم دستور وزارت بهداشت / سند

در حالی واحدهای تجاری عینک سازی بهاییان در ایران بعضا با ده ها سال سابقه فعالیت به بهانه نداشتن مجوز کافی پلمب شده اند که حسب سند معاونت درمان در سال ۹۲، افرادی که قبل از سال ۸۲ که رای جدیدی از سوی دیوان عدالت اداری صادر شد از سازمان ها و ارگان های دولتی نظیر وزارت کار، وزارت بازرگانی و سازمان فنی و حرفه ای و آموزش و پرورش مجوزهای لازم را اخذ کرده باشند حسب قاعده عطف به ماسبق میتوانند به عنوان عینک ساز تجربی به فعالیت خود ادامه دهند.

به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی سالهای اخیر گزارشات متعددی از پلمپ واحدهای عینک سازان (تجربی) بهایی با وجود دارا بودن مجوز فعالیت، منتشر شده است. بهانه پلمب این دسته از مشاغل نداشتن مجوزهای لازم حسب رای صادره مورخ سال ۸۳ دیوان عدالت اداری برای ادامه فعالیت ذکر شده است.

این بهانه در حالی طرح و اماکن کسب این شهروندان پلمب شده است که حسب دستور معاونت وقت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی – سید حسن امامی رضوی – در سال ۱۳۹۲ افرادی که مجوزهای لازم فعالیت از سوی ارگانهای دولتی مانند وزارت کار، وزارت بازرگانی و سازمان فنی و حرفه ای و آموزش و پرورش را تا قبل از سال ۸۳ اخذ کرده اند حسب قاعده عطف به ماسبق می توانند در حرفه عینک سازی تجربی به فعالیت شعلی خود ادامه دهند.

با توجه به محرومیت شهروندان بهایی از تحصیلات عالیه و موانع متعدد دیگر، عمده آنها عینک سازی را به همین شیوه، اخذ مدرک کرده و به شکل تجربی به کار ساخت و فروش عینک اشتغال ورزیدند.

در سند صادره از سوی معاونت درمان وزارت بهداشت در سال ۱۳۹۲، شبکه های بهداشت را از پلمب محل کسب عینک سازانی که دارای مجوز فعالیت از سازمان ها و ارگان های دولتی قبل از سال ۱۳۸۳ هستند، به علت قانون عطف ماسبق برحذر کرده است. این سند را در ادامه ببینید.

هرانا پیشتر پاسخ یکی از شهروندان بهایی شاغل در حرفه عینک سازی به سئوال کمیسیون اصل نود مجلس را منتشر کرد که به بررسی دلایل رویکرد گسترده بهاییان ایران به این شغل می پردازد، این شهروند بهایی که مکان کسب او نیز پس از سالها فعالیت پلمب شده در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه چرا حرفه ی عینک سازی اینقدر در بین بهائیان ایران طرفدار دارد گفت؛ پاسخ به این سئوال چند بخش دارد:

۱- وارد کننده علم اپتیک و عینک و عدسی به ایران توسط دو برادر بهائی در حدود ۹۰ سال پیش از اروپا به ایران بوده است که بطبع شاگردان و کارمندان آن دو جوان در طول مدت کارشان بهائیان بوده اند و آن شاگردان بهائی نیز بعد از یادگیری از آن علم نوپا در ایران بطور مستقل به این حرفه پرداخته اند و به این ترتیب بطور طبیعی تعداد شهروندان بهائی در این رشته افزایش چشمگیری در دوره قبل از انقلاب داشته است.

۲- دلیل دوم و مهمتر که مربوط به دوره پس از انقلاب بوده و در واقع باعث رشد بیشتر داوطلبین بهائی به این رشته شده است.
بطور مثال بنده در سن ۱۸۸ سالگی مشتاق بودم که در یک رشته مهندسی در دانشگاه ادامه تحصیل بدهم ولی بدلیل تبعیضی که برای بهائیان برای ادامه تحصیل در مراجع عالی وجود دارد از ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه ام بازماندم.
در آن سالها بخاطر تبلیغات سوئی که بین مردم ایران بر علیه بهائیان بشدت افزایش یافته بود شاگردی کردن در بین کارفرمایان مسلمان که در حرفه های دیگری فعالیت داشتن نیز بسیار سخت بوده است.

در آن سالهای جوانی بنده، در واقع دو شغل را حق انتخاب داشتم یکی شغل پدری که علاقه ای به آن نداشتم و دیگری حرفه عینک سازی که در محلمان یک مغازه ی عینک سازی بود که صاحبش بهائی و نیاز به شاگردی داشت و بنده در بین این دو شغل محدود بناچار حرفه عینک سازی را انتخاب نمودم و عینک ساز شدم.

بسیاری از شهروندان بهائی را میشناسم که بعد از انقلاب از شغلهایشان اخراج و به اصطلاح پاکسازی شدند و در آن‌ زمان ها متاهل و دارای فرزند، که نیاز شدیدی به امرار معاش داشتند و توسط حمایت عینک سازان بهائی به این شغل نیز روی آوردند.

«روحانی ، بنی صدر ، پیوندتان مبارک»شعارهای تفرقه افکن در روز قدس توسط مخالفان دولت روحانى 

«روحانی ، بنی صدر ، پیوندتان مبارک»
شعارهای تفرقه افکن در روز قدس توسط مخالفان دولت روحانى هنگام حضور رئیس جمهوری در راهپیمایی روز قدس

ه.پ.گ: شش نظامی ترکیە در زاپ و موش کشتە شدند

مرکز خبررسانی نیروهای مدافع خلق با صدور اطلاعیەای از تدوام درگیریهای سنگین نیروهای گریلا با ارتش ترکیە در منطقە زاپ و عملیات گریلایی علیە نیروهای ارتش در عرصە موش خبر دادە است

در اطلاعیە آمدە است:

 

تحرکات ارتش غاصب ترکیە در منطقە زاپ از روز ١٦ ژوئن آغاز شدە و درگیری مابین گریلاهای ما و نظامیان ترکیە در این عرصە ادامە دارد.

 

ساعت ١٣ روز ٢٠ ژوئن/ ٣٠ خرداد یکی از نظامیان ترکیە در ارتفاعات شهید مونزور کشتە شد. همان روز رأس ساعت ١٦:٣٠ سە نظامی دیگر ارتش ترکیە در منطقە قلا بیدوە کشتە و یک نظامی زخمی شد.

 

در ساعت ١٨ روز ٢١ ژوئن/٣١ خرداد گریلاهای ما دو نظامی ارتش ترکیە را در مابین روستاهای اوروک و کوشک حومە موش بە هلاکت رساندند.»

 

ه.پ.گ در پایان اطلاعیە از بمباران کوهستان جودی عرصە زاپ از سوی جنگندەهای ارتش ترکیە سخن بە میان آوردە است. بمباران در ساعت ١٤:٤٠ روز ٢١ ژوئن روی دادە و پس از آن جنگلها و مراتع این منطقە دچار آتش سوزی شدەاند. ه.پ.گ از کنترل آتش سوزی از سوی گریلاهای خود خبر دادە است.

وقتی که تکنولوژی دروغگویان را رسوا می کند محل دقیق اصابت موشک‌های ایران در سوریه 

وقتی که تکنولوژی دروغگویان را رسوا می کند
 محل دقیق اصابت موشک‌های ایران در سوریه روی گوگل ارث- دوموشک به دیرالزور خورده اونم در حاشیه شهر ومحل مسکونی

گزارشی از وضعیت سیامک میرزایی در ششمین روز اعتصاب غذا

سیامک میرزایی از روز شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، در اعتراض به کارشکنی‌های مکرر صورت‌ گرفته در روند رسیدگی به پرونده خود تا زمان تخفیف و تعدیل در قرار وثیقه صادره، همچنین تکمیل نواقص پرونده جهت برگزاری دادگاه تجدید نظر دست به اعتصاب غذا زده است. روزشمار وضعیت جسمی وی که در ششمین روز اعتصاب به سر می برد را به روایت بهدای زندان در ادامه بخوانید.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، سیامک میرزایی فعال ترک (آذری) که در اعتراض به کارشکنی‌های مکرر صورت‌ گرفته در روند رسیدگی به پرونده خود تا زمان تخفیف و تعدیل در قرار وثیقه صادره، همچنین تکمیل نواقص پرونده جهت برگزاری دادگاه تجدید نظر دست به اعتصاب غذا زده است، اعلام کرده است که تا دستیابی به خواسته هایش دست از اعتصاب غذا نخواهد کشید.

یک منبع نزدیک به سیامک میرزایی به گزارشگر هرانا گفت: ” این فعال ترک که در ششمین روز اعتصاب غذا به سر می برد، شنبه هفته جاری، با محدود کردن تغذیه خود به آب اعتصابش را آغاز کرده است و درخواست مسولین مبنی بر استفاده از قند، نمک و سایر مایعات را رد کرده است.”

این منبع مطلع در ادامه گفت: “در پی پیگیری و مراجعه خانواده میرزایی به شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران، مسولین اعلام کرده‌اند که کماکان پرونده و مستندات پرونده از دادگاه بدوی ارسال نشده و پیگیر برگزاری جلسه دادگاه در اوایل هفته آینده هستند.

بر اساس معاینات روزانه بهداری زندان اوین، جزییات ثبت شده فشار خون آقای میرزایی در چند روز اخیر به شرح زیر است؛

بیست و هفتم خردادماه: فشار خون ۶/۵ روی ۸
بیست و نهم خردادماه: فشار خون ۷/۵ روی ۹
سی ام خردادماه: فشار خون ۶ روی ۹

منبع مطلع آگاه از وضعیت آقای میرزایی ضمن تایید این اطلاعات پزشکی در گفتگو با هرانا تاکید کرد: “این زندانی سیاسی به صورت هر روزه در ساعت۲۱، جهت ثبت شرایط پزشکی به بهداری زندان منتقل می شود.”

سیامک میرزایی، جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۹۶, با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به ریاست اندرزگاه شماره ٨ ندامتگاه اوین اعلام کرد که “به دلیل کارشکنی‌های مکرر صورت‌ گرفته در روند رسیدگی به پرونده خود تا زمان تخفیف و تعدیل در قرار وثیقه صادره، همچنین تکمیل نواقص پرونده جهت برگزاری دادگاه تجدید نظر دست به اعتصاب غذا خواهد زد”.

سیامک میرزایی در پایان نامه‌اش مسئولیت عواقب این اعتصاب را متوجه مامورین امنیتی وزارت اطلاعات و عوامل قضایی دخیل در پرونده دانسته است.

درحالی که پرونده این زندانی به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر ارجاع شده است، جلسه تجدیدنظر این فعال ترک (آذری) تاکنون دوبار و بهانه‌های نبود قاضی پرونده و عدم وجود مستندات لازمه اعم از کیفرخواست، دادنامه صادره از دادگاه بدوی، نامه اعتراضی وکیل این زندانی و آخرین دفاعیه بازپرسی و دادگاه بدوی در پرونده، به تعویق افتاده است و تا زمان تکمیل پروند برگزار نخواهد شد.

میرزایی فعال ترک (آذری) که از بیست‌ و سوم تیر ماه ۹۵، در پارس‌آباد مغان بدون ارائه حکم قضایی بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شد، سرانجام در دادگاه انقلاب بهارستان و به ریاست قاضی حسنی به ۱۰ سال حبس تعزیری و دو سال تبعید به طبس محکوم شد.

یک منبع مطلع در رابطه با محاکمه این فعال ترک به گزارشگر هرانا گفته بود:” سیامک میرزایی پس از بازداشت با اتهام تبلیغ علیه نظام تفهیم اتهام شد و سپس به زندان اوین در تهران منتقل شد. پس از انتقال به تهران، اتهام این زندانی سیاسی به تشکیل جمعیت غیر قانونی تغییر یافت و در دادگاه انقلاب بهارستان به ریاست قاضی حسنی به اتهام تشکیل جمعیت غیرقانونی، بدون مدارک و شهواد کافی و حتی ذکر عنوان جمعیت موردنظر به به ۱۰ سال حبس تعزیری و ۲ سال تبعید به طبس محکوم شد.”

سیامک میرزایی دانشجوی محروم از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد است که پیشتر در سال ۱۳۹۰ در خصوص پرونده دیگری به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

روایتی از فروش اعضای بدن؛ از کلیه تا کبد، برای کمی پول

کمی پایین‌تر از میدان ولیعصر، روبه‌روی کاخ دادگستری، کوچه‌ای است که در و دیوارش گره خورده با مرگ و زندگی. وارد کوچه که می‌شوید آماجی از آگهی‌های خرید و فروش اعضای بدن بر سرتان هوار می‌شود؛ بعضی‌ها سلیقه به خرج داده‌اند و روی برگه A۴ آگهی خود را نوشته‌اند و بعضی با ماژیک، خودکار و یا هر چیز دیگری که دم‌دستشان بوده، تکه‌هایی از بدن خود را برای دریافت پول به فروش گذاشته‌اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از همشهری، آگهی‌ها پر است از گروه‌های خونی، شماره تلفن‌هایی با خطوط اعتباری و دست‌خط‌هایی که معلوم است موقع نوشتن می‌لرزیده است.یکی از ورزشکار بودن و جوانی‌اش نوشته و دیگری نیاز مالی‌اش را فریاد زده و آن یکی هم دلال و خریدار هر نوع کلیه‌ای است. وقتی با او تماس می‌گیری می‌گوید: کارکشته این راه شده و با یک نگاه می‌فهمد که چه در چنته داری. می‌گوید متقاضی فروش کلیه را که ببیند، می‌فهمد گروه خونی‌اش به این صحبت‌ها می‌خورد یا نه و از تست‌های پزشکی موفق بیرون می‌آید یا نه.

بازاری داغ و سیاه

کافی است به یکی از شماره‌هایی که زیر برگه‌ها یا روی دیوارها و تنه درخت‌ها نوشته شد، زنگ بزنید. آنها حاضرند در ازای دریافت پول کلیه، کبد، قرنیه چشم و… را بفروشند. باورش سخت است و البته تلخ؛ درست در همان کوچه‌ای که انجمن حمایت از بیماران کلیوی قرار دارد و تلاش می‌شود فرهنگسازی برای اهدای عضو بعد از مرگ مغزی به‌عنوان سنتی حسنه رواج پیدا کند؛ هستند کسانی که به‌خاطر پول، تکه‌ای از جان‌شان را می‌فروشند؛ و حتی تلخ‌تر… هستند کسانی که شغل‌شان دلالی اعضای بدن است و کارشان به تور انداختن نیازمندانی است که یا به‌دنبال عضوی از بدن برای درمان نزدیکان خود می‌گردند و یا با فروش عضو بدن خود، می‌خواهند دردی از دردهایشان درمان کنند.

از کلیه تا کبد

خرید و فروش کلیه سال‌هاست که باب شده اما فروش تکه‌هایی از کبد، قرنیه چشم، اجاره دادن رحم و… جدیدترین راه و روش برای درمان درد بی‌پولی است.خرید و فروش کلیه در کشور، نه‌تنها مخفی نیست بلکه آنقدر آشکارا شده که می‌توان سر اعضای مختلف آنقدر چانه زد تا به توافق نیز رسید.

در این میانه بازار اما به وضوح شاهد کشیده شدن پای واسطه‌گران و نوسان قیمت‌ها هستیم. درواقع طبیعی است که وقتی تنور کارهای غیرقانونی داغ شود، پای دلالان هم باز خواهد شد تا حداکثر قیمت را به جیب بزنند. اینجاست که دیگر نمی‌شود قیمت مشخصی برای فروش کلیه و کبد و سایر اعضا مشخص کرد.

قیمت‌ها از ۷۰میلیون تا ۵۰۰ میلیون تومان در نوسان است و هر کس هم تیغش بیشتر ببرد می‌تواند پول بیشتری به جیب بزند. البته این موضوع به میزان وخامت حال بیمار و عضو آسیب‌دیده و حتی گروه خونی هم بستگی دارد. آنهایی که حال بیمارشان وخیم‌تر باشد و گروه خونی‌شان نایاب‌تر مانند o منفی باشد، باید پول بیشتری بپردازند. در این بازار هیچ‌کس دلش برای هیچ‌کس نمی‌سوزد. نه برای فروشنده‌ای که از تکه‌ای از بدنش می‌گذرد و نه برای خانواده‌ای که همه دار و ندارش را می‌دهد تا بتواند این مبلغ را تأمین کند.

خرید و فروش کبد، تجارتی جدید

چند وقتی است که به آگهی‌های فروش اعضای بدن بر در و دیوار شهر کبد به‌عنوان رقیب سرسختی برای فروش کلیه هم اضافه شده است. رئیس شبکه هپاتیت ایران در این‌باره می‌گوید: تبلیغاتی که تحت عنوان کبد فروشی مطرح می‌شود، مطمئناً کذب بوده و سوءاستفاده و کلاهبرداری است نه یک فرایند درمانی واقعی.

مؤید علویان می‌گوید: “بیشتر افرادی که برای فروش کبد آگهی می‌دهند، اطلاع درستی از چند و چون این عمل حساس ندارند. به آنها گفته می‌شود که می‌توانند بخشی از کبدشان را اهدا کنند و بعد از مدتی، کبد دوباره ترمیم خواهد شد و هیچ مشکلی برایشان به‌وجود نمی‌آید. اما واقعیت ماجرا چیز دیگری است”.

او با بیان اینکه اهدای کبد از فرد زنده، شرایط خاصی دارد، گفت: این عمل معمولاً درصورتی انجام می‌شود که بیمار، کودک باشد که در آن صورت هم از پدر یا مادرش می‌تواند کبد بگیرد و آنها می‌توانند بخشی از کبدشان را به کودک خود اهدا کنند.کارشناسان می‌گویند به ازای هر کیلو وزن هر فرد، ۱۰گرم کبد برای بدن کافی است.

مثلاً کسی که ۷۰کیلوگرم وزن دارد، ۷۰۰گرم کبد برای فعالیت بدنش کفایت می‌کند اما کبد هر فرد بزرگ‌تر از این ارقام است و زمانی که بخشی از آن برداشته می‌شود، معمولا کبد قادر است دوباره خودش را بازسازی کند که این عمل هم در بدن گیرنده و هم در بدن اهداکننده صورت می‌گیرد. البته داستان به همین راحتی‌ها نیست و باید تست‌های پزشکی و آزمایش‌های زیادی طی شود.

بازاری که سقف قیمت ندارد

رئیس انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی در زمینه خرید و فروش کلیه گفت: “اگرچه سیاست وزارت بهداشت درموضوع پیوند به‌خصوص کلیه بر این است که پیوند از طریق مرگ مغزی باشد اما مسئله این است که به صرف پیوند از راه اهدای عضو نمی‌توان اکتفا کرد. قاسمی افزود: هم‌اکنون قیمت کلیه در بازار دولتی ۱۵ میلیون تومان است که یک میلیون آن را دولت پرداخت می‌کند که رقم پایینی است”.

مراکزی دولتی داریم که برای خرید و فروش کلیه فعالیت قانونی می‌کنند و دولت هم نقش حمایتی از اهداکنندگان را دارد اما رقم ناچیز است. او می‌گوید: “در خرید و فروش اعضای بدن، مبلغ را اهداکننده تعیین می‌کند و این مسئله باعث می‌شود که هرکس بنا به درصد شرایط اورژانسی بیمارش به هر قیمتی که فروشنده می‌گوید تن بدهد و همین باعث شود که بازار سقف قیمت مشخصی نداشته باشد. در بازار دلالی برای قرنیه ۲۰۰میلیون، مغز استخوان ۱۰۰میلیون، کبد بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیون، کلیه ۸۰ تا ۲۰۰ میلیون و برای رحم اجاره‌ای هم ۹۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان پیشنهاد می‌شود”.